آشنایی با عکاسی دیجیتال

برای یافتن بهترین نقطه کانونی، هنگام برنامهریزی برای عکاسی و ساخت صحنه، به این سؤال پاسخ دهید: میخواهم مخاطبان روی چهچیزی تمرکز کنند؟ برای اینکه سوژه اصلی بیشتر از فریم توجه مخاطب را جلب کند، باید فریم را از فوکوس خارج کنید و روی بزرگنمایی و برجستهسازی سوژه تمرکز داشته باشید. برای اینکه به یک عکاس حرفهای تبدیل شوید، قطعا به یک دوربین دیجیتالی باکیفیت نیاز دارید که قیمت آن ارزان نیست، بنابراین این مسئله میتواند توجه سارقان را به خود جلب کند. اما برای عکاسی حرفهای به مهارتهایی بیش از یافتن سوژه و فشاردادن دکمه نیاز خواهید داشت، مثل ترکیببندی مناسب و پیداکردن بهترین زاویه تابش نور. منظور از نقطه کانونی جایی است که بیش از هر قسمت دیگری در عکس توجه مخاطب را جلب میکند و در واقع سوژه اصلی شماست. خلاصۀ قانون یکسوم این است که مهمترین عناصر عکس باید جایی خارج از مرکز قرار گیرند. افکت بوکه یعنی عکاس عمدا هرچه را خارج از نقطه فوکوس است تار میکند. با این کار عکس شما افکت بوکه خواهد داشت.

حتی می توانید عکس های صنعتی گرفته شده در خدمات عکاسی را زمانی که می خواهید در روزنامه های کثیرالانتشار چاپ نمایید بسیار کاربرد خواهد داشت. در غیر این صورت، عکسی صاف و خستهکننده خواهید داشت. گاهی برای یافتن بهترین زاویه باید مدتی در اطراف سوژه بچرخید و انواع روشهای ترکیببندی را امتحان کنید تا بهترین زاویه برای گرفتن عکسی حرفهای را پیدا کنید. یکی از اولین نکات آموزش عکاسی این است: «کادر را پر کنید! آموزش عکاسی به اصول و قواعد محدود نیست. اصول آموزش عکاسی میگوید میتوانیم نقاط جالبتری هم برای قراردادن سوژه اصلی عکس پیدا کنیم. آموزش عکاسی مقدماتی نقطه آغاز یادگیری هنر عکاسی است. اگر نقطه کانونی عکس شما چیزی باشد که الگوی موجود در بکگراند را میشکند، در همان وهله اول توجه مخاطب را جلب خواهد کرد؛ مثلا اگر از گلهای گوسفند سفید عکس میگیرید، یک گوسفند مشکی در میان آنها توجه مخاطب را بیشتر از تمام گوسفندهای سفید جلب میکند.

صفحههای نقرهای برای بازتاب نور شدید، صفحههای سفید برای بازتاب نور ملایم، و صفحههای مشکی برای گرفتن نور و حذف آن از یک صحنه کاربرد دارند. متداولترین روش برای تولید تصویر ضبط شده، هدایت نور از طریق لنز روی ماده حساس بهنور است که آن را تبدیل به تصویر مورد نظر ما میکند. باز کردن دیافراگم (مثلا تنظیم آن بر f/2.8) باعث ایجاد عمق میدان کم در عکس می شود، در حالی که بستن دیافراگم (مثلا f/16) عمق میدان را افزایش می دهد. بهترین روش برای عمقدادن به عکس، ایجاد ترکیب صحیح بین عناصر پیشزمینه، وسط و پسزمینه است؛ مثلا اگر قصد دارید از کسی که کنار دیوار ایستاده عکس پرتره بگیرید، زاویهای را انتخاب کنید که امتداد دیوار در تصویر عمق ایجاد کند. به شکلهای این ساختمانها توجه کنید. برای این کار کافی است کادری طبیعی پیدا کنید و سوژه را در میان آن قرار دهید. مواردی مثل چهارچوب در، طاق، شاخ و برگ، یا حتی دیوار میتوانند کادری طبیعی برای عکسهای شما باشند. حتی مخاطبانی که سررشتهای از عکاسی ندارند نیز متوجه تفاوت بین آنها خواهند شد. رفلکتورها کمکتان میکنند به زاویه تابش نور محدود نشوید و با هر پرسپکتیوی که حس میکنید بهتر است عکس بگیرید. در ادامه، دو ابزار کاربردی برای تأمین نور مناسب را معرفی میکنیم.

در ادامه، برخی از زوایای متداول در عکاسی و تأثیری را که در عکس دارند بررسی کردهایم. بنابراین کافی است که از مقالههای مرتبط این زمینه کمک گرفته یا از یک متخصص مشاوره بگیرید. هدف از انجام این کار، قرار دادن قسمتهای مهم عکس در آن بخشها بوده تا به کمک آن فریم تصویر کلی برای چشم خوشایندتر به نظر برسد. شناخت دوربین ها، مزایا و امکانات آنها کمک می کند در مسیر حرفه ای عکاسی بهترین را انتخاب و استفاده کنید. در ساعات طلایی عکاسی کنید! اگر قصد دارید از مبلمان عکس تبلیغاتی بگیرید، بهتر است به جای عکس با پس زمینه سفید و خالی، مبل را داخل یک چیدمان جذاب در خانه نشان دهید تا به بیننده تصوری کاربردی از محصول منتقل شود. افرادی که به عنوان عکاس تبلیغاتی فعالیت می نمایند باید تمامی افکار و اهداف کارفرمای خود را دقیقا تجزیه و تحلیل کرده تا بتواند بهترین عکس و تصویر ممکنه را آماده کند. عکس های تبلیغاتی بیشتر در مورد ثبت یک ایده یا یک احساس خاص هستند. نخستین عکسهای ثبت شده در آن زمان، مربوط به بناها، کاخها و عمارتهای تاریخی بود زیرا دوربینهای عکاسی در آن زمان به شکلی بودند که برای ثبت عکس، سوژه باید مدت بسیار زیادی ثابت و بدون حرکت میماند تا بر روی کاغذ ثبت شود.